|
|
|
|
ب .... و .... ی ..... ت ...... و: م ... خ.... ل.... و.... ط .... ی .... ا.... ز .... ب... و ... ی .... چ ... ر ... م.... + س ... ی... گ.... ا... ر....+ د.... .ل ...س ... ت ر ....
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 12:27 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بی حوصلگیمه.......................... دارم دپ می زنم اساسی....! مدیر حراستمون منو دیده میگه امروز چهره ات ملکوتی شده..!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 14:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"
سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود. يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافهي طول فشارسنج خواهد بود."
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.
نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.
دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.
قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."
دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"
"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."
"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."
"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."
"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."
"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"
دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور ، فيزيکدان دانمارکي بود.
behet goftam paamo ke az inje bezaram biron, dige hamechi tamom mishe... vali chert goftam.. khodahaafezet bashe kochoolooye man...
sa'y mikonam be nasihatet amal konam... hichvaght khire tu cheshaye kasi negah nakonam,, ye "harfe ba zazze digeam zadi,,, "fek nemikardam enghad ba ehsas bashi !!
hamine dige... man khodamam hanoz mitio nashnakhtam....! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:17 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود....
جان عشاق.محمدرضا شجریان
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:2 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت مادرش گفت يا با زبون خوش ميري يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه يا رابين هود يا هيچ کس . شنل قرمزي گفت من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 13:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در توهم مبهم من جای تو کجاست؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:24 توسط
|
||
|
|
|
|
|
حس و حال عجیبی دارم... یه جور داغمولیدگی توو دلم داره وول می خوره... راجع به این حس و حالم که حرف زدم، یه جورایی حرفامو تائید کرد. گفت که اونم یه جورایی شدیدتر... آره. ولی هنوز باورم نشده ...! نمی تونم همه چی رو اینجا بنویسم... چون بعدش باید به یه سری سوال، جواب پس بدم..! نمی دونم اسمشو چی میشه گذاشت ولی هرچی که هست : نابه، داغ و دوست داشتنی...! و یه جورایی واسه غرورم کلافه کننده...! همین.
پ.ن. دیشب با یه عطر ...تا کجاها که نرفتم....! به قولش تا قله ی قافم که بری...! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 14:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
يه روز صبح يه مريض به دكتر جراح مراجعه ميكنه و از كمر درد شديد شكايت ميكنه.
مواظب باشین!
(این همون اردکیه که من بچه بودم با خودم می بردمش حموم...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 8:17 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
۱- توو فال امروزم نوشته بود: از امکانات و توانمندی های خوبی برخوردار هستی اما متاسفانه از استعدادهای خود به جا و به موقع استفاده نمی کنی. حکایت تو همان حکایت " آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم ..." است. حالا منظورش کدوم آب و کدوم کوزه است من نمی دونم؟!
۲- این فیلتر شکنای ما همش اکسپایر می شه. یکی به ما فیلترشکن بده. ثواب داره |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:32 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حس و حل عجیبی دارم... همون حالت غوطه وری تو خلاء! این روزا بیشتر از هرچیز به تنهایی نیاز دارم همین.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:6 توسط
|
|
||