پنجشنبه شب همه قرار مداراتو مي ذاري واسه فردا صب
قرار بر اينه كه جمعه 45/6 يه تك زنگم بزني تا دوستتو از خواب بيدار كني كه 7 بياد دنبالت و تو رو تا 8 برسونه سر كلاست.توام آلارم موبايلتو مي ذاري رو 45/6 و مي خوابي صبم با زنگ موبايلت بيدار ميشي و خوابالو تك مي زني به دوستت تا از خواب بيدارش كني بعدم همونجوري كه توو چرتي و داري حاضر ميشي /مي بيني همون دوستت زنگ زده ميگه : ميتي بدبخت شدم ماشين بابارو دزديدن! دقيقا با همين لحن!!! يعني چرت كه هيچي ... هرچي .... از آدم مي پره!
توام كه خداي توو رودرواسي گير كردني! شروع مي كني به دلداري دادن و روحيه دادن به دوستت كه هيچ اتفاقي نيفتاده و فداي سرت و ضرر تا باشه مالي باشه وايشا ... كه پيدا ميشه و برات نذر مي كنم و همونجا بمون من الان خودمو بهت مي رسونم و ميام پيشتو تو اين موقعيت نبايد تنها باشي و از اين شعرا!
خلاصه اون حس رفاقتت گل مي كنه و معرفت مي ذاري و جمعه رو كامل پيش دوستت مي موني و در نقش كپسول روحيه پابه پاش ....ديگه بقيه اشو حدس بزنين پليس 110 و كلانتري و بعدشم آگاهي البته از هركدوم ازاينا اندازه 7 تا 7 خوان ميگذشتي
يعني اگه صب جمعه به من يكه مي گفتن اون موقع از خواب بيدار شود و خودتو برسون فلان جا اونم بامترو تاكسي و.... تا يه مليون تومن بهت بديم اينكارو نمي كردم ولي چه كنيم كه خراب رفاقتيم. قسمت بد قضيه اين بود كه بابا ايناي دوستت مسافرت بودن و روحشون خبر نداشت كه ماشين عزيزشون به ... رفته . دوستتم كه شديدن دچار عذاب وجدانه كه چرا ماشين خودشو گذاشته تو پاركينگ و ماشين باباش اينا رو جلو در و چمیدونم مثلا چرا دوتا ماشينو نچپونده تو پاركينگ و...
صب قرار بود بنده رو با همون ماشين باباش اينا كه الان شده ماشين آقا دزده برسونه كلاس. ديشبشم هم گاز زده بود هم بنزين كه فردا صبش احتمالن دچار هيچ مشكلي نشينم!! يعني آقا دزده دچار هيچ مشكلي نشه
خلاصه كه جمعه اي داشتيم ما.